- پروانه وایستاده بود وسط دوتا گل با یه شاخه رز قرمز.
اون جایی که من بودم این تصویر بود برای چند لحظه.....
دن کیشوت نبود.....اون می دونه چی می گم.....
بخت من....چشم تو....شراب.......
- پس دلت می لرزه؟
- همه ریخته بودن دورش به تبریک....
تا حالا بیرون اومدی ،پا برهنه؟
روح یه آدم که آزاد باشه....
به بند کشیده شدن سخته ، اگه آزاد نباشن به بند کشیده می شن ....
دن کیشوت یه روز ساعت ۶ صبح از خواب پرید....می لرزید تا چند ساعت ....روز قبل آخرین نبرد سخت شو...
چی ؟ شعرو خاطر حزین ؟
تا حالا توی زندگی مثل بازی های کامپیوتری جون تو….
Save?
- لعل و انگشتری.....زیر نگین....
نگین چشم هات....
- کدوم بی ربطی گفت بهشت ......زیر پا؟
من زیر پام رو دیدم که می گم ....
تو دنبال بهشت برای خودتی.
عاقل..... صاحبدل.....
دریاب که ناب ترین لحظه ی طلوع خورشید ......وقتی همه جلوی پاش پاشدن....برای همه شون ولی مخصوصاْ برای ..... ترنج.
صدای جمعیت بلند بود ....
نفس ها حبس بود....
بغض اومد پشت صورتم.....
افتخار بود....همه نگات می کردن....بازم افتخار بود....
با خودم گفتم ای کاش جا گرفته بودم.....اما برای کی ؟ مگه می شناسی شون ؟
گل ها همه مثل هم می خندن..... وهمه ی پروانه ها مثل گل ها.....از همین نشونه حدس زدم که....
امیدوارم خوب شده باشه.....قبل از شروع جرات نکردم توی چشم هاش نگاه کنم.
سطل شاتوت رو از توی یخچال که آوردم بیرون ، دیدم روی یکی از شاتوت ها یه دونه حشره ی کوچولوازشدت سرما جمع شده تو خودش و داره یخ می زنه....
آخه شاتوت ها رو نمی شوریم ، جنگلی دیگه ، انگار تازه از شاخه جدا شده .....همین طوری می ذاریم تو یخچال که خنک بشه....
گرم بود هوا....آروم گذاشتمش روی یه دستمال و بردم بیرون، روی لبه پنجره .... گرمش که شد تکون خورد....این ور اون ورشو نگاه کرد......رفت .... پاهاش نووچ شده بود و حتماً یه خورده بی حس ، نمیدونم الان کجاست . شاید روی صفحه ی مونیتورت بوده قبل از اینکه این صفحه رو باز کنی.... اگه روی مونیتورت دونه های قرمز کوچولو دیدی حتما خودش بوده....مواظبشون باشین.....
دن کیشوت مواظب همه شون هست.....خیلی وقته ......همه شون وقتی خسته می شن پناه می برن به دن کیشوت.
چرا اینا رو گفتم ؟
بغض اومده پشت چشمم....تو که نشنیدی آه اون ها رو.....باور کن جلو پاش بلند شدن....اون همه .....
ولی نمی دونم چرا هول شدم....
می خواستم بگم تبریک بابت پروانه تون.....
می خواستم بگم ...... خوش به حال تون ..... همه اگه می دونستن شمایین بهم می گفتن که براتون جابگیرم....
بگم اگه می دو نستن شمایین حتما حسودی می کردن ته دل شون بهتون، ولی .....
می دو نستی پروانه ها می تونن یه گذشته ی تلخ گنده و سنگین رو ببرن یه جایی که دیگه پیداش نکنی.
همه ی اینا جلوی چشمم بود که یادم رفت ....خجالت کشیدم..... می گفت آبی ام..... ولی اون روزسرخ .... داغ.
راستی تا حالا به گل ها بابت پروانه شون تبریک گفتن؟