تبليغاتX
ترنج - وای جغدی هم نمی آید به گوش .......... یا چرا منو نگاه نمی کنی؟
نوعی از مرکبات که از پوست آن مربا سازند... در دست اسکندر هم دیده شده : سکندر بیامد ترنجی به دست ...

- فشارتون افتاده؟

- نه می خوام اوغ بزنم...

- مال سردی هواس...

تلفن زنگ می زند...

- الو.... بله شما؟ تانگ لونگ ... اشتباه گرفتین....

- نه آقا سردی چه ربطی داره به اوغ...

- هوا سنگینه.... آلودس....سرد که می شه وارونگی رخ می ده...

- زمونه وارونه شده آقا... نجابت از بین رفته...

- هووووووو....

- آقا در دستشویی رو بازکن حال خانوم داره به هم می خوره....

- (یواش به بغل دستیش)حامله س...

-  شوور نداره که...

- خوب برای همینه که میگم حامله س... نجابت رفته آقا...

-  فشارش بالاس...

- فشار چیه آقا شیکمو بچسب...

- حیا کن...

- نه آقا این خانوم از اولش هم چاق بود...

- هووووووو....

-بفرما....

- چاقی بده... آقا میگن چاقی ام الامراضه...

- این که داره می ترکه... چاق نیست دیگه...

- ماله چاقی نیست عزیز من چه ساده ای تو... جوونه کنترل امیال سرکش ش رو نداره...

در دستشویی باز شد و خانوم اومد بیرون

- رنگ و روتون باز شد...

- مبارکه ها...

- (در حال زدن سیخونک) آقا زشته...

- چی مبارکه؟...

- این حالتون... بچ  ....

- لااله الا الله....

- منظور شون اینه که بهترشدین  خوبه...

- حالا درست حسابی بالا آوردین....

- بله همه ی نهارم رو که خورده بودم...

- می خوایین برم براتون غذا بگیرم؟

تلفن زنگ می زند...

- الو.... بله ؟ تانگ لونگ ... نه خانم عرض کردم اشتباه گرفتین....

- شما خوبین ؟ خانوم همین الان بالا آورده ...

-  راست میگه الان صرف نمی کنه بذار یه خورده بگذره بعدش غذا بخور...

- (آرام می خواند) ندانمت به حقیقت که در جهان به که مانی...

- (زیر لب) خاک بر سر بچه رو باید  بندازه  تا وبالش نشده...

- حیا کن....

- شما چرا ازدواج نمی کنین؟

- این چه حرفی آقای...

- منظورشون اینه که اگه ازدواج کرده بودین الان همسرتون از تون نگهداری می کرد تا خوب شین...غذا براتون می پخت..

- مگه خودم این جوری ام...

- (یواش تو دلش) نه اون جوریی..

- چیزی گفتین؟

- نه..... حالا خدا رو شکر بچه ندارین...

صدای زنگ در...

- وای باز دلم آشوب شد می شه در رو وا کنین... هووووو

- دیدی تا اسمه بچه رو شنید حالش بهم خورد... این ویاره عزیزمن ویاور

- آقا در رو وا کن.... اون در رو نه در دستشویی رو باز کن....کیه؟.... بفرمایین...

- استاد بود ؟...

- هوووووو...

- من میگم  اینو ببریم دکتر.... صداش داره از تو دست شویی می آد بیرون....

- بوش نیاد بیرون صداش مهم نیست...

- بوش چیه... دیگه اوباماس....

- نمک دون.....

- سلام ... چیه همتون دم در دستشویی جمع شدین...

- طرف تو دستشوییه....

- خوب که چی؟

- بالا آورده....

- مسموم شده حتماً...

- آقا رو.... مسموم شده؟.... برو فیلم دعوت حاتمی کیا رو ببین می فهمی چی می گم...

- هوووووو....

- آقا اینو ببریم دکتر....

- دکتر چی؟

- زنان....

- عیبه آق ... قباحت داره والا.... حیا کنین....

- خوب زنه باید ببریمش دکتر زنان دیگه....

در دستشویی باز شد و خانوم اومد بیرون

- کی بود.... سلام ... استاد دیر کرده امروز...

- (آرام می خواند) جهان و هر چه در او هست صورتند و تو جانی.....

- عاشق شدی آقای حنایی...

- نه بابا از ما گذشته ... عاشق شدن دیگه واسه جووناست(به خانوم اشاره میکند)

- نه آقای حنایی من اگه به عشق معتقد بودم که از همسرم جدا نمی شدم...

- ا... جداشدین ... فکر کردم اصلا ً ازدواج نکردین...چرا جدا شدین؟

- می گفت چرا نگام نمی کنی؟

- نگفتم... حالا هی دفاع کن...

- (یواش)آقا می گه جدا شده...

- خوب همین دیگه جدا شده  ها خوبن... دیگه تموم... آزاد...  حالا می تونی ثابت کن...

- آی بی حیایی تو...

- (آرام می خواند) چو پیش خاطرم آید خیال صورت خوبت....

- آقای حنایی زدی بالا...

آقای حنایی بی اعتنا ادامه می دهد با وسواس : " چو پیش خاطهرم آهواهوید خیال صورت خوهوبت ... صدای زنگ ...

- دیگه استاد اومد...

- کیه؟

- بعله استاد اومدن...

- خانوم اگه اجازه بدین اول کلاس آواز آقایون تشکیل بشه....

- (آرام می خواند) ندانمت که چه گویم... ندانمت که چه گویهیهیهیههم....

استاد وارد کلاس شد... حال خانوم هنوز آشوب بود...

حامله گی ، استفراغ ، نجابت ، جنابت ، طلاق ، بکارت ، سقط جنین...

- بهتر شدین؟...

- نه هنوز حالت تهوع دارم...

- خسته نباشین... تا هفته ی دیگه...

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم بهمن 1387ساعت 22:12  توسط سانچو  |