وقتی دو هفته ی پیش توی مزرعه ، همکار ها سر مراسم درو ی گندم ها از صفا و صمیمیت "یانگوم" حرف می زدن،که این دختر چقدر خانمومه چون با این همه که اون خانوم بد جنسه یانگوم رو اذیت کرد ولی یانگوم باز با تمام وجود و از سر ذات خوب ش نذاشت که اون خانوم بد جنسه رو بکشن ، یکی از دوستان رو به بقیه گفت :
- می دونین چرا یانگوم نمی ذاره اون خانمومه رو بکشن ؟
همه درحالی که اشک تو چشماشون جمع شده بود و از این حرکت پوریای ولیونه ی یانگوم مو به تن شون سیخ گفتن:
- نه!!!
- مسئول درو، داس ش رو زمین گذاشت و یه بادی انداخت به قبقب شو بعد از صاف کردن سینه اش در حالی که صداش می لرزید گفت :
- برای اینکه می خواد ثابت کنه اون خانوم مهربونه رو که این خانوم بدجنسه به کشتن داد ، بی گناهه....
برق افتاد تو نگاه همه... همه با تعجب به هم نگاه می کردن .... آخه یکی دیگه از شگفتی های یانگوم کشف شده بود....
توی چشمای یانگوم صمیمیت اون خانومه است که آخرش هم نفهمیدیم گالیور چه جوری باهاش عروسی کرد. اسمش چی بود ؟؟ ^%$@%$^(*&^^% آهان فلرتیشیا.....
صاحب مزرعه نبش میدون که تازه پسرشو زن داده و انگار ازعروس ش زیاد راضی نیست وقتی حقیقتی دیگه از ابعاد ناشناخته ی این دختر َبرش نمایان شد در حالی که دستمال رو جوری تو دست ش نگه داشته بود که ما ها نفهمیم مشغول پاک کردن اشک چشماشه گفت:
- از ما که گذشت ولی ایشالا یه همچین جواهری گیر همه ی مردای ایرانی بیافته... جواهری در منزل هر ایرانی.
البته من نفهمیدم از "ما که گذشت..." یعنی اینکه از خودش گذشته یا پسرش ولی به هر حال غم شیکم تو آقایون به مراتب غالب تره..... یانگوم هم که دست و پنجه ی خوبی داره تو آشپزی و .....
دست آخر هدف از ردیف کردن این همه اراجیف این بود که بگم تازه داشتم خوشحال می شدم که این دختر _ یانگوم _ سر و سامون می گیره و با اون آقا پلیس جاپونیه عروسی میکنه و از این به بعد هر وقت بخوایم وارد اینترنت(سایت ش فرقی نمی کنه از یاهو تا بلاگ و....)بشیم مجبور نیستیم تبلیغ این سریال رو که هر دو سه روز یه بار یه دی.وی.دی به کل مجموعه ش اضافه می شه ، ببینیم که با خبر شدم سرکار خانوم برای جلو گیری از ، پایمال شدن خون اون خانوم مهربونه ول کن نیست و حالا حالا ها مشغول کش دادنه....
صدای چی بود؟
- بابا گربه نرفته سراغ زره ت ول کن جون یانگوم.....
- راست می گی گذاشتم ش توی کمد از ترس گربه ولی خاک که روش می شینه..... تا تبلیغه دوباره نیومده ، من برم زره ام رو یه دستمال بکشم ، خاک نشسته روش...