تبليغاتX
ترنج - سانچو و گله ی گوسفندهای کیهانی
نوعی از مرکبات که از پوست آن مربا سازند... در دست اسکندر هم دیده شده : سکندر بیامد ترنجی به دست ...

- چه خبر از .....

- دیگه به اندازه یه گاو هم نمی فهمه.....

- یعنی تموم شده؟

- رسماً ....هم خودش هم عهدش....تازه یکی دیگه هم اضافه شده که قراره بعداً تموم بشه....البته عهدش که از اول تموم...تقصیر بزرگ فعلی هم هست....

- اولین بار نیست که ....یکی می میره ، یکی متولد می شه....

- شب تولد تو کی مرد؟

- خیلی ها....مثلاً بغل دستی تون.....

- صدای چی بود؟

- فکر کنم گربه رفته سراغ زره ام....

- سگ ....نه گربه....

- حالا بعد از نشتی دیر نیست؟

- ضررهر جا ...ولی  منفعت اگه زود بجمبی....فردا عقد محضری داریم....

  به سلامتی....تبریک....

- بازم که زره ت داره خاک می خوره..... نمی پوشی حداقل یه دستمال بهش بکش....

- دیشب کجا بودی تا ساعت پنج صبح؟

- بفرما نگفتم حالا هی از این زره بدبخت دوری کن.

- تجاوز به عنف که نیست..... حرف ، درد دل....بابا آرامش ....چرا دست ور نمی دارین؟

- شب زنده دارن اینا...

- عجب ...چه عیب غیر قابل بخششی....

- حال نگم از اون ور که چه قاطعیتی تو حرف زدنش بود....یعنی واقعا ما هیچ ، ما نگاه.

- ای کاش بی جای یک ، پنج روی همون یک ، سه می موندین....

- مآ آ آ آ آ......

- راستی چرا" ر" مینور؟

- (خداکنه از این جلو تر نره که نیستم......).... چون به فضای ایرانی نزدیکه....

- احسنت....

- حالا به من بگو خر... بگو...

- خره ....

- آخیش.... هم از تو هم از آقا فلسفه ایه....

- خانومه به سختی راه میره ... توی شیکمش که دیگه چیزی نیست ولی چرا این جوری راه میره؟

- من باید با هاش حرف بزنم مامان جان این جوری نمی شه.....

- یا صاحب کاشف القطاع.... نگی ها...

- بدو برو زره منو بیار....

- شمشیرم کو؟

- همه ی بچه های بالا و پایین اوضاع شون ریخته به هم....

- پس دیگه تمومه.....واگیر که نداره از آدم به آدم....

- از آدمی به آدمی.... بی سواد....

- پنج ، شیش ساله دیگه خودشو نشون میده....

- به خانومه گفتم تبریک.... قدم نو رسیده.... ببخشید شما هم تا یک سال دیگه قراره تموم بشین؟ یا از همین حالا...

 منو ندید....آمبولانس آژیر کشون وارد شد....چند نفر ریختن تو....

- چقدر گفتم مواظب باش ....کم کم هفتصد هزار تومن افتادیم...

- سکوت ....یه آقایی اومد بیرون ....اینم از تسویه ....تموم شد.....

- سکوت.... دوباره یه آقای دیگه اومد بیرون ....نشد کاری بکنیم ..... لطفاً بفرمایید برای تسویه.... تموم شد.

- این دو تا یکی بودن به نظرت .... کدوم قراربود جای اون یکی رو تنگ کنه.... چرا باهم نه؟

- حواست نباشه ازت زود فاصله می گیره....

- ازش زود فاصله گرفته....به هوششون بستگی داره....

آمبولانس خاکستری .....خارج شد....

- چی رو نگاه می کنین بریم دیگه .... زندگی همینه.... ما داریم از نو شروع می کنیم....

- اگه بچه دار نمی شدن ... اونی که با آمبولانس خاکستری رفت الان زنده بود؟

- تبریک می گم جواب آزمایش مثبته....شما باردارین....

- خانوم های باردار از نظر عمو حسن خیلی محترمن....به نظر من هم....

- آره می دونم.....زره براش بدوزیم؟

- بدون زره و شمشیر که .... شوالیه .....حتماً.

- امشب سر میکس میرم....

- ساز کوبه ای نداره؟

- نه میکس تک نوازیه....

- راستی کش برای چی؟

- نمد سبزوار..... نمی خوای کوتا کنی این زلف شکن شکنه رسن رسنو؟....

- چقدر آمبولانس .... چقدر خاکستری.... شما قصابی آشنا سراغ دارین؟

- مسلخ یا قصابی ؟...

- فرقی نداره آویزون....سرد.... سرو ته....تو خالی....

- چه تولد چه ترحیم....

- به هر حال گوسفند ها ....می شه برای گوسفند ها هم زره دوخت؟

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم تیر 1386ساعت 13:46  توسط سانچو  |