- آقا جا تره بچه نیس....
- تهمت بیجا نزن آقا!!!....
- مثال عرض کردم....
- به هر حال تهمته....
- وقتی که تره و کسی هم توش نیست.... شما جای من چه نتیجه ای می گیری؟....
- هزار تا.... بعدش هم شما لطفا در انتخاب کلمات تون دقت بیشتری بفرمایین.
- نه دیگه آدم....
- آدمی .... بی سواد...
- همون که شما می فرمایین....
- عرض کردم...
- تمنا می کنم بنده عرض کردم آدم.... می .... از اتصال دو نقطه به هم خط تشکیل می ده... وقتی که خیسه ، کسی هم نیست ، ....
- بی تربیتی چقدر!.... نقاط رو معلوم کن کجاست اول....
- 1: خیسه..... 2: نیست
- نگفتم بی تربیتی...خط این دو نقطه چی می گه؟....
- همینه که من و شما با هم اختلاف داریم ... خلاف ادبه ها یعنی طرف....
- د ِنه د ِ .... مشکل منم همین جاس....
- ببین عزیز من، حتی می شه گفت وقتی هندونه زیاد می خورن....
- باز تو رفتی سراغ نقطه ضعف من...
- بنده گفتم هندونه نه آب هندونه!!....
- هندونه همش آبه .... خودتم اینو خوب می دونی ....همه می دونن که هندونه همش آبه تمام دکتر ها هم توی تلویزیون دارن می گن ، به هر حال خودتو نمی تونی برای من بزنی به اون راه تو اساسا ًهمیشه توی بحث ها یه متلکی بار ما می کنی....
- آقا چایی.... راحت شدی؟....
- این بهتر شد.... ولی بازم بوی متلک می داد....
- وقتی شب آدم ....
- لااله الا الله....
- آدمی ،... شب چایی زیاد بخوره این اتفاق اجتناب ناپذیره....
- که صبح نباشه؟
- نخیر.... که صبح جا تر باشه....
- این به نبودن طرف چه مربوطه؟....
- از حیا ی زیاده... تو بودی خجالت نمی کشیدی؟ من اگه بودم می رفتم دیگه هم نمی اومدم....
- آهان حالا اومدیم سر اصل مطلب.... منظور تو از اومدن چیه؟چه ربطی داره به خیسی ؟ و چه ربطی به نبودن؟ همینه می گم بی تربیتی دیگه.....
- آقا چرا جنجال راه می ندازی .... دو تا نقطه داریم با یه خط به هم وصل میشن که جوابش هم معلومه. شب ادراری... حالا می خوای چایی خورده باشی... یا شب یلدا و انار و هندو..... به هر یه چیزی که سردی بیاره....
- سردی تو رابطه یا....
- نه آقا سردی مزاج... که بعدش آدم دور از جونت بیرون رَوی می گیره....
- منظورت آدمی بود دیگه؟
- بعله.......
- چرا نارحت می شی من می گم حتما نباید دو تا نقطه رو به هم وصل کرد... و اگه خواستی وصل کنی می تونی با خط وصل نکنی مثلا ارتباط دو نقطه می تونه توسط یه منحنی باشه ... حتی می تونه توسط یه دایره باشه ... خلاصه منظورم اینه که شیب منحنی می تونه در لحظه های مختلف تغییر کنه... و مثل یه خط ثابت نباشه.... نقطه ی عطفی داشته باشه....آدمی باید مثل دایره مدام در حال تغییر جهت باشه ولی شکل خودشو از حفظ کنه. دایره مدام شیب خودشو عوض می کنه ولی همیشه دایره است... دن کیشوت نوشته بود فیروزه کف حوض که عکس ماه افتاده توش سعدی رو دوست داره چون مدام در حال نقض خودشه....
- مثلا نقطه عطف شب ادراری چیه؟
- عزیزم شب ادراری نقطه عطف نداره.... تازه اگه داشته باشه وقتیه که تموم شده اما نقطه ی عطف توی نتیجه گیری شه....
- که چی؟
- از کجا معلوم که نرفته باشه حلیم بخره....شایدم داره لباساشو می شوره یا گل های باغچه رو مرتب می کنه....
- گل های باغچه رو قبول ندارم و در ضمن چند وقته که خیلی بی حیا شدی....
- چرا تهمت می زنی که از تری جا فرار کرده.... تکرر ادرار و شب ادراری بیماریه نه جرم.... مگه تو پلیسی که دنبال دزد می گردی.... بگم جریان دوک و چله پیچی رو؟
- حلیم با نون بربری داغ؟....
- تو حلیم با شکر دوست داشتی یا نمک....
- فرق نداره ....
- فیروزه کف حوض که عکس ماه افتاده توش این جور موقع ها می گه "ذائقه نداری مگه؟"
- با نمک بهتره ولی روغن نداشته باشه و یه خورده شکر هم بیار چون ماهی بدون روغن و با شکر می خوره.
دخترک ، به تماشای پروانه ها…
من به دوزخ فراخوانده شدم.
میان دشتی سبز، به سان ماهی ، دخترک ، ایستاده به تماشای پروانه ها .
باد در گیسوان اش پیچید، رندانه سربندش را ربود و در پی سربند خویش ،دخترک به بازی مستانه ی باد ، به رقص در آمد و پروانه ها نیز... دشت سراسر به پایکوبی بود . باد بوسه می ربود از لبان دخترک ومن به نظاره ایستاده بودم و سپیدار هم . باد در سپیدار پیچید و گذران سایه برگ ها، از آمدن ش خبر داد ، سایه برگ ها که آرام گرفتند سربند ماه در دست های من بود و گرمای بوسه ای بر لبانم .
من به دوزخ فراخوانده شدم.....