- بسه !!!..... واقعا بسه .... چه خبره این همه آدم؟
- آدمی، بی سواد!!! ....
- خوب همون ... زیاد هم مهم نیست ... پنج تا بودن مگه چش بود؟ یازده سال پیش ......
- خوب اومدن استقبال ....
- باز تو حرف کار زدی .... یه شب اومدیم کنسرت خیر سرمون .... اینجام تن ما رو بلرزون....
- اون استقبال نه .... این استقبال.... پیش واز واژه ی بهتریه برای....
- استقبال کننده های خوشحال ....
منم این وری ها رو نمی گم ..... اون وری ها رو میگم .... همین جوری پیش بره که چند ساله دیگه معلوم نیست کی روی صحنه رفته واسه اجرا، و کی اومده تماشاچی بشه ، تماشاچی بودن هم شعور می خواد ....
- قبلا بین این دو تا فرق بود.....بگذریم که هر کسی هم تماشاچی نبود....
- حالا چند سالیه که تماشاچی های قدیمی دارن می رن روی صحنه.....
- اشکالش چیه؟
- اشکالش توی عدم درکه ..... اینکه هرکسی نتونه بیاد روی این صحنه بستگی ......
(لای یه پرده باز شد و دو نفر اومدن تو .... شایدم رفتن بیرون ، از نظر جمعیت استقبال کننده ی خوشحال اومده بودن تو ولی به نظر این بنده ی کمترین رفتن بیرون بد جوری ....تعظیم کردن ، تکریم شدن، نشستن و تمرکز کردن و شروع شد....احساس کردم بعد از چهار سال اومدیم به تماشای آب های سیاه..... وقتی پنج نفر بودن روی ابرها بودیم وقتی شدن یازده نفر روی زمین نفس کشیدیم توی گرمای تابستون.... حالا )
- گرم نیست هوا ؟
- از بس پوشیدی....
- جانه سانچو خوبی؟
- افتضاح.....ازاولین مضراب .....
- یازده ساله پیش نه تلویزیونی بود نه ویدئو پروژکشنی و نه این همه تکلف .... آخه یکی نیست بگه پیشرفت مگه به زیاد کردنه افراد گروهه..... بابا فرهنگ می خواد ....جاش مهم نیست فرهنگ ش مهمه....پولش هم برای ما مهم نیست که حالش مهم تره.... این بده که فرقی نکنین با بقیه.....کار به جایی رسیده که این جا هم باید دنبال حداقل بگردیم.... شما ها قراره حداکثر باشین....
- اگه گفتی با چند نفره می شه اینا رو نجات داد؟
- شاید اثر خون دستش هنوز روی کوزه باشه، تمرکزش هم خیلی بالاست و صداش هم خوبه ولی...
- این رو که نمی شه یه نفره جمع کرد.....
- چه ربابی زد.... نجات داد کار رو ....
- نه !! دونفر هم برای نجات کمه.....
- هنوز می درخشه.... عین یازده ساله پیش حتما می گی سه نفر هم کمه....
- و..... یادش به خیر ....مطمئنم که جاش خالیه....
- آقا رسید به بیات راجع الان می ریزیم به هم و حالمون خوب می شه....
.........؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!@#$*#!%^#&^&^%$*!*
من معذرت می خوام آقا همین سه نفر رو داریم برای نجات....
- از دست رفت .... چی رو می خوای بگیری .... فرو رفتن تا ته .....
- فقط نوستالژی می تونه نجات بده که .....
- اساسا چند دقیقه هم بیشتر فرجه نبود برای انسجام جمع دلشده.....
- حالا هی دست می زنن و تشویق....
- ایراد از همین استقبال کننده های خوشحاله....
(تموم شد.... یه کنسرت.... یه عالمه خاطره ، چقدر دور و چقدر دلتنگم برای قدیم ها .... این نوستالژی نیست ،این مرثیه حال بدی که می تونست خوب باشه ... یعنی حیف شد....
حیف شد یعنی دیر شد .... یعنی از دست رفت.... یعنی فسیل..............)